تبلیغات
پرواز - سیر مرد سالاری از ابتدا تا ابد
پرواز
تقدیر بی تقصیر نیست

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

"سیر مرد سالاری از عهد بوق الی ابد"

   

حوالی سال 1230 ه.ش:

مرد: دختره‌ء خیر ندیده! من تا نكشمت راحت نمیشم! اصلا" اگه نكشمت خودم كشته میشم!

زن: آقا ، حالا یه غلطی كرد! شما بگذر. نامحرم كه تو خونه مون نبوده. حالا این بنده خدا یه بار بلند خندیده!

مرد: بلند خندیده؟! این اگه الان جلوشو نگیرم لابد پس فردا میخواد بره بقالی ماست بخره! همش تقصیر توئه كه درست تربیتش نكردی. نخیر نمیشه. باید بكشمش!

 

(بالاخره با صحبتهای زن ، مرد خونه از خر شیطون پیاده می‌شه و دختر گناهكارشو می‌بخشه!)

زن: آقا خدا سایهء شما رو هیچوقت از سر ما كم نكنه.

 

 

 

نیم قرن بعد ، سال 1280:

مرد: واسه من می‌خوای بری مدرسه درس بخونی؟! می‌كشمت تا برات درس عبرت بشه! یه بار كه مردی دیگه جرات نمی‌كنی از این حرفا بزنی! تو غلط كردی! تقصیر من بود كه گذاشتم این ضعیفه بهت قرآن خوندن یاد بده! حالا چی؟

زن: آقا ، آروم باشین. یه وقت قلبتون خدای نكرده می‌گیره‌ها! شكر خورد. دیگه از این شكرها نمی‌خوره. قول میده!

مرد (با نعره حمله می‌كنه طرف دخترش): من باید بكشمت! تا نكشمت آروم نمیشم! خودت بیای خودتو تسلیم كنی بدون درد می‌كشمت!

زن: وای آقا تو رو خدا از خونش بگذرین. منو به جای اون بكشین!

(بالاخره با صحبتهای زن ، مرد خونه از خر شیطون پیاده می‌شه و دختر گناهكارشو می‌بخشه!)

زن: خدا شما رو تا ابد واسهء ما نگه داره.

   

 

یك قرن بعد از اولین رویداد ، سال 1330:

مرد (بعد از گرفتن كمی زهر چشم و شكستن چند تا كاسه كوزه!): چی؟! دانشسرا؟! (همون دانشگاه خودمون). دخترهء چشم سفید حالا می‌خوای بری دانشسرا؟! می‌خوای سر منو زیر ننگ كنی؟ مردم از فردا نمیگن آقا رضا غیرتت كو؟! فاسد شدی برا من؟ شیكمتو سورفه (سفره) می‌كنم!

زن: آقا ، تو رو خدا خودتونو كنترل كنین. خدای نكرده یه وخ (وقت) سكته می‌كنین!

مرد: چی میگی ززززززن؟! من اگه اینو امشب نكشم دیگه فردا نمی‌تونم جلوی این فسادو بگیرم! یه دانشسرایی نشونت بدم كه خودت كیف كنی!

(بالاخره با صحبتهای زن ، مرد خونه از خر شیطون پیاده می‌شه و دختر گناهكارشو می بخشه!)

زن: آقا الهی صد سال سایه تون بالای سر ما باشه.

 

حوالی سال 1360:

فریاد مرد خونه تا هفت خونه اونطرف تر میرسه كه: بله؟! میخواد بره سر كار؟! یعنی من دیگه انقدر بی غیرت و بدبخت شدم كه دخترم بره سر كار و پول بیاره تو خونه؟! پس من اینجا هویجم؟! مگه اینكه برای این بی آبرویی از روی نعش من رد بشی!

زن: حالا تو عصبانی نشو. این بچه س نمیفهمه. دوستاش یادش دادن این حرفا رو! چند روز دیگه یادش میره. ببخشش. خدا تو رو برای ما حفظ كنه.  

 

همین چند سال پیش ، سال 1380:

مرد: كجا؟! می‌خوای با تكپوش (از این مانتو خیلی آستین كوتاها كه نیم متر هم پارچه نبردن و مثل جلیقه نجات پستی بلندی پیدا می‌كنن!) و شلوارك (از این شلوار خیلی برموداها!) بری بیرون؟! می‌كشمت! من ، تو رو ، می‌كشم!

زن: ای آقا ، خودتو ناراحت نكن بابا. الان دیگه همه همینطورین! (شما بخونید اكثرا")

مرد: من اینطوری نیستم! این امروز كه اینجوری باشه لابد فردا میخواد نوبل صلح هم از دست اجنبی بگیره! دختر ، لااقل یه كم اون شلوارو پائین‌تر بكش كه زانوتو بپوشونه! نه ، نه ، نمی‌خواد! بدتر شد! همون بالا ببندیش بهتره!

زن: مرد خدا عمرت بده كه دركش كردی!


 

چند سال بعد ، سال 1390:

مرد: آخه خانم این چه وضعیه؟ روزی كه اومدی خواستگاری گفتم نمیخوام زنم این ریختی لباس بپوشه ، گفتی دورهء این امل بازیها تموم شده ، گفتم چشم! تمام خونه و املاكم رو هم كه برای مهریه به نامت كردم. حق طلاق رو هم كه ازم گرفتی. حالا میگی بشینم توی خونه بچه داری كنم؟!

زن: عزیزم مگه چه اشكالی داره؟ مگه تو ماهی چقدر حقوق میگیری؟ تمام حقوقت هم كه برای كرایه تاكسی و خرج ناهارت و مهدكودك بچه و بنزین و جریمهء ماشین میره! حالا اگه بشینی توی خونه و از بچه نگهداری كنی هم خرجمون كم میشه هم بچه عقده ای نمیشه! آفرین عزیزم. من دارم با دوستام میرم باشگاه بولینگ! خدا سایه ت رو فعلا" رو سر ما نگه داره!

   

 

چند سال بعد ، سال 1400:

دختر: چی؟! چی گفتی؟! دارم بهت میگم ، ماشین بی ماشین! همین كه گفتم. من با الكس قرار دارم ماشینم می‌خوام. می‌خوای بری بیرون پیاده برو!

زن: دخترم ، حالا بابات یه غلطی كرد! تو اعصاب خودتو خراب نكن. لاك ناخنت می‌پره! آروم باش عزیزم. رنگ موهات یه وقت كدر می‌شه! اوه مامی ، باباتم قول می‌ده دیگه از این حرفا نزنه!

(بالاخره با صحبتهای زن ، دختر خونه از خر شیطون پیاده می‌شه و بابای گناهكارشو می‌بخشه!)

زن: عزیزم خدا نگهت داره كه باباتو بخشیدی!


 

دو قرن بعد از اولین رویداد ، سال 1430:

زن: عزیزم تو كه انقدر فسیل نبودی! مثلا" بین دوستات به روشن فكری و عدالت معروفی. آخه چه اشكالی داره؟ اینهمه سال ما زنها بچه دار شدیم و به دنیا آوردیمشون ، حالا با این علم جدید و تكنولوژی پیشرفته چند وقتی هم شما مردها از این كارا بكنین! اصلا" مگه نمی گفتی جد بزرگت همیشه می گفته: چه مردی بود كز زنی كم بود؟

مرد: پس لااقل بذار بیمارستان و جنس و اسم بچه رو خودم انتخاب كنم!

زن: دیگه پررو نشو هر چی هیچی بهت نمیگم!

نه ماه بعد وقتی مرد بچه بغل از بیمارستان به خونه میاد زن با عشوه میگه: مرد من ، یعنی سایهء تو تا به دنیا آوردن چند تا بچهء دیگه بالای سر ماست؟

 

 

 


 
 

آینده ای نه چندان دور ، سال 1450:

چند تا مرد دور همدیگه نشستن و در حالی كه سبزی پاك میكنن آهسته و در گوشی مشغول بحث هستن: آره... میگن هدف این جنبش بازگردوندن حق و حقوق ضایع شدهء مردهاست!

- حق با جمشیده... ببینین این زنها چقدر از ما سوء استفاده میكنن! تا وقتی خونهء بابامون هستیم كه باید آشپزی و بچه داری و خیاطی یاد بگیریم و توسری بخوریم! بعدشم بدون مشورت با ما زنمون میدن و زنمون هم استثمارمون میكنه!

- خدا كنه این حركت به یه جایی برسه. میگن وكیل اون مرده كه زیر كتكهای زنش جون داده به رای دادگاه كه زنه رو تبرئه كرده اعتراض كرده! دمش گرم.

- آره... خب داشتم می گفتم... اسم این جنبش سیبیلیسمه و اعلامیه هاش هر شب ........

در این هنگام به علت ورود خانم یكی از مردها ، بحث به زیاد بودن خاك و علف هرزه قاطی سبزی ها كشیده میشه!

زن: زود باشین تمومش كنین دیگه! چقدر فس میزنین! اوی ، درست تمیز كن! من نمیدونم این سایهء لعنتی شما تا كی میخواد روی زندگی ما بمونه؟!

 

 

 

 

حوالی سال 1530 ه.ش:

رادیوی سراسری ، موج تله پاتی (صدای یه خانم): با اعلام ساعت نه شب شما خانمهای عزیز را در جریان آخرین اخبار دنیا قرار میدهم. به گزارش خبرگزاری بانوپرس ، دقایقی قبل سایهء آخرین نمونهء بازمانده از جنس مرد از روی كرهء زمین محو شد! پس از پایان عمر این موجود از گونهء مردها ، از این پس نام و تصویر این مخلوقات را فقط در وب پیج های تاریخی و باستان شناسی می توانید رویت نمایید. ساعت نه و پانزده دقیقه با خبرهای جدیدی در خدمت شما بانوان محترم خواهم بود. دینگ دینگ!

 

 

 

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : mehdi d

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • چه نوع مطالبی برای شما جذاب می باشد؟





نویسندگان


کتاب زنانی که مردان عاشقشان می شوند


قابل توجه کلیه خانمها(مجرد و متاهل)

آیا فکر کرده اید چرا تا بحال مجرد مانده اید؟

چرا تا کنون فرد مورد مورد نظر خود را پیدا نکرده اید؟

آیا می دانید مردان به دنبال چه زنانی هستند؟

آیا می خواهید این مشکلات را رمز گشایی کنید؟

شاید هم می خواهید آتش عشق را در زندگی مشترک خود شعله ور کنید!

آیا تا به حال پیش آمده که در مورد روابط خود بیندیشید و سپس احساس کنید که یک جای کار می لنگد؟احتمالا شما نیز مانند بسیاری از افراد، مجرد هستید و روابط اجتماعی خوبی هم دارید و برای آشنایی بیشتر، با افراد بسیاری ملاقات کرده اید و از خود می پرسید که چرا با این وجود نمی توانید فرد مورد نظر خود را پیدا کنید شاید هم متاهل باشید یعنی شریک زندگی خود را پیدا کرده اید اما احساس می کنید در این زندگی مشترک، عشق را گم کرده اید.پاسخ شما در این کتاب نهفته هست!!
بسیار خوب، اگر می خواهید همسر مناسبی پیدا کنید یا آتش عشق را در زندگی مشترک خود شعله ور کنید کتاب مناسبی را انتخاب کرده اید.
زنان بسیاری وجود دارند که در برخورد با مردان دارای مهارت بسیار بالایی هستند.گویا این زنان خصوصیاتی دارند که براحتی می توانند مردان را جادو کنند. با مطالعه این کتاب می توانید به اسرار انجام اینکار پی ببرید.
این کتاب اصولی را ارائه می دهد که هم برای افراد مجرد و هم برای آنان که متاهل می باشند کاربرد دارد.



کتاب رازهای جذب دیگران


قابل توجه خانمها و آقایان

رازها و جذابیتهای درون خود را کشف کنید

افراد را در نگاه اول شیفته و مقهور خود نمایید!

هر کسی را در هر زمانی به خود علاقمند کنید!

ذهنیت افراد را تغییر دهید و نیرنگها را تشخیص دهید

آیا از بازیچه شدن و مورد سوء استفاده قرار گرفتن خسته شده اید؟آیا گاهی اوقات احساس می کنید به حرف شما توجه نمی کنند یا اینکه به اندازه کافی مورد احترام قرار نمی گیرید؟
آیا تا بحال دوست داشته اید کنترل هر مکالمه یا موقعیتی را در دست بگیرید؟وقتی می توانید از بزرگترین اسرار علم روانشناسی برای باز کردن راه خود استفاده کنید چرا اجازه دهید دیگران کنترل زندگی تان را بدست گیرند؟ با استفاده از این اسرار می توانید هر فردی را به هر کاری که دوست دارید وادار کنید و دیگر احساس ناتوانی نکنید.
در این کتاب شما به دنیایی وارد می شوید که علم روانشناسی در آن حاکم است.تشخیص دادن نیرنگها ،تغییر دادن ذهن افراد یا کنترل کردن موقعیتها،که با استفاده از دستورالعملهای آسان و یک سری راهکارها و روشهای بسیار ساده که در این کتاب شرح داده شده است امکانپذیر می باشد.در این دنیا شما می توانید کامل ترین و پیشرفته ترین برنامه های روانشناسی را به کار گیرید تا ذهن خود را به نیرومندترین اسلحه خود تبدیل کنید.